صدای پای عدالت

صدای پای عدالت
در این وبلاگ تلاش دارم در سه حوزه مطالبی را در دسترس مخاطبان محترم قرار دهم:
1. عدالت اجتماعی
2. خط مشی
3. آموزش و پرورش
این سه، محور فعالیت های بنده در مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام است.

1.       مقدمه:

1.1.   گرمایش زمین، معضلاتی چون آتش سوزی جنگل ها، ذوب یخچال­های قطبی، زیر آب رفتن سرزمین ها، ... و به طور کلی تغییرات اقلیمی را رقم زده است. توافقنامه پاریس که در سال 2016 به امضاء 197 کشور جهان رسید، هدف گیری خود را مواجهه با این معضلات قرار داده است. مجلس شورای اسلامی نیز در 23/08/1395 این توافقنامه را تصویب و به شورای نگهبان ارسال کرده است.

1.2.   ادعای اصلی این توافقنامه آن است که گازهای گلخانه ­ای انسان ساخت از قبیل دی اکسید کربن و متان[1]، عامل گرمایش اخیر زمین است. باید توجه داشت که درصد نقش انسان در گرمایش، صرفا 0.002 درصد است و نظریه های مختلفی، در نقد مدعای توافقنامه پاریس مطرح شده اند. توافقنامه پاریس با پذیرش نقش اساسی گازهای گلخانه ای انسان ساخت، سازوکاری را برای کنترل تولید و کاهش انتشار این گازها طراحی کرده است. از آنجا که عمده فعالیت های صنعتی، کشاورزی، نظامی و .... منشاء تولید گازهای گلخانه ای هستند، موضوع اعمال این سازوکارها نیز به شمار می روند. حوزه انرژی و کشاورزی بزرگترین هدف این توافقنامه است.

1.3.   توافقنامه های بین المللی، سازوکارهای اعمال قدرتی (بخوانیم سلطه) هستند که با پذیرش کشورهای جهان، اعمال حاکمیت داخلی را کانالیزه کرده و عمدتا تحت اختیار نهادهای بین المللی می برد. این سازوکارها، شیوه حکمرانی پنهان نهادهای بین المللی هستند که عمدتا در جهت منافع قدرت های استکباری فعالیت می کنند. وضوح این ادعا را می­ توان در وجود رشته هایی دانشگاهی چون اقتصاد سیاسی بین الملل مشاهده کرد. هر توافق نوعی از پذیرش سلطه و تبعیت است. این سازوکارها خصوصا در توافقنامه های بین المللی، به قدری پنهان و ظریف تعبیه شده اند که در برخورد اولیه، پویایی عملکردی آن مشاهده نمی شود و معمولا نیازی به بررسی های کارشناسی، پژوهش های علمی یا اختصاص وقت جدی از سوی تصمیم گیران ملی احساس نمی شود اما پس از مدت زمانی، کشورها را به وابستگی های طولانی مدت و گریزناپذیر می کشاند. لذا تعجیل در تصویب و اجرای این توافقنامه ها، زمینه نفوذ، نقض حاکمیت ملی، از رده خارج شدن نهادهای تصمیم گیر ملی، پذیرش تعهد نسبت به جامعه جهانی، اختیاردهی به جامعه جهانی برای تنبیه تعهد دهنده در صورت نقض تعهد و تشدید وابستگی را رقم می زند.

2.       امید است در مطلبی دیگر با همین عنوان برخی از سازوکارهای اعمال قدرت مندرج در متن توافقنامه پاریس را ذکر کرده و برخی از مهلکه های محتمل را از نظر بگذرانیم. شفاف سازی و باز کردن محورهای نفوذ در متن توافقنامه و توجه دادن به اثرات حاد به صورت موردی از محورهای مطلب بعدی خواهد بود.

3.       جمهوری اسلامی ایران اکنون در شبکه تعاملات جهانی حضور دارد و نمی­تواند خود را فارغ از این شبکه تصور کند. لذا تصور انزوا یا خروج از تعاملات بین المللی، تصوری واهی است. جمهوری اسلامی ایران، نیازمند برونگرایی در روابط خارجی خود، ایجاد ائتلاف های منطقه ای و بین المللی و به تبع پذیرش برخی تعهدات جهانی است. اما سوال اصلی پیرامون ورود فعال ما به عرصه تعاملات و خصوصا توافقنامه های بین المللی است. اگر در این عرصه، هوشمندی لازم به کار گرفته نشود، سازوکارهای حکمرانی تحمیلی، زمینه آسیب پذیری روز افزون کشور را فراهم می کند. در برهه ای که جمهوری اسلامی ایران درگیر خصومت نظام های استکباری در ابعاد مختلف نظامی، اقتصادی و فرهنگی و .... است، توافقنامه ها و قراردادهای بین المللی به عنوان مرزهای جبهه انقلاب اسلامی به شمار می رود.

4.       از این رو، دو نکته را باید مدنظر داشت:

4.1.   توجه به بررسی های دقیق تر و کارشناسی تر در انعقاد توافقنامه ها و قراردادهای بین المللی

4.2.   پیش بینی اثرات آینده اجرای این توافقنامه ها و آرایش جبهه خودی متناسب با تحولات آینده: در این زمینه طراحی سازوکارهای مقاومتی و ایجاد ظرفیت های مدیریت موفق اجرای توافقنامه پاریس ضروری است.



[1] این گازها کاملا متقاوت از آلاینده های هوا هستند و ارتباطی بین آن ها برقرار نیست.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ دی ۹۵ ، ۱۵:۱۷
محمد صادق تراب زاده جهرمی

توجه به محرومین و مستضعفین از شعارهای انقلاب اسلامی و از دستورکارهای نظام اسلامی بوده و هست. جهاد سازندگی، کمیته امداد امام خمینیرحمه الله علیه، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و بسیاری از نهادها، برنامه‌ها و فعالیت‌های کشور بر این مبنا شکل گرفت. اما در هر مرحله و به تناسب زمان و پیچیده‌تر شدن زندگی‌ها و نیازها، تلاش‌هایی برای تحول بخشی به فعالیت‌های رفع محرومیت و استضعاف صورت گرفت. در ابتدا فعالیت‌های عمرانی و کمک‌های نقدی و کالایی به صورت ویژه‌ای در دستورکار بود. البته فرهنگ اخوت حاکم بر جامعه، بسیاری از تکافل­ها را پوشش می‌داد. همچنین محرومیت‌های شدید قبل از انقلاب، موجب شده بود که سنخ اول فعالیت‌های حوزه مستضعفین، توجیهی قوی داشته باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۰۲
محمد صادق تراب زاده جهرمی

مهمان دو بیان از آیت الله عابدینی باشیم که در باب عدالت طرح شده است:

دریافت
عنوان: عدالت عقلانیت و معنویت
حجم: 22.8 مگابایت


دریافت
عنوان: عدالت و مهدویت
حجم: 37.1 مگابایت


نکاتی:

حیات زمین به عدالت است. اسم حی غالب بر علم و قدرت خداست. در واقع حیات زمینه علم و قدرت می شود. بنابراین عدالت است که زمینه رشد علم و قدرت را فراهم می کند.

اسم قائم حضرت از اساسی ترین اسماء حضرت حجت است. و حضرت هم قائم به قسط است و هم برپادارانده قسط در میان بشریت.


سایر نکته ها را در لینک مشاهده کنید.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۲
محمد صادق تراب زاده جهرمی

آیا اگر عدالت محقق شود، مردم ثروتمند می شوند یا بی نیاز؟

نیاز امری ادراکی است و بی نیازی هم امری ادراکی است. ثروتمندی عبارت اخری از حرص است. و باید گفت که حریصان لایشبعان: حریص المال و حریص العلم. پس ثروتمندی و حرص هرگز تامین نمی شود. پس عدالت به دنبال ثروتمندی نیست بلکه به دنبال بی نیازی است. از امام کاظم علیه السلام در روایت صحیح در کافی شریف منقول است که : لو عدل فی الناس لاستغنوا. در واقع مستغنی می شوند. یعنی قلبا به مقام رضا می رسند و ادراک بی نیازی می کنند چرا که به تدبیر الهی اطمینان دارند که رزق الهی تقدیر شده است. این افراد، هرگز حسود و طماع نمی شوند. این افراد هرگز تطمیع تبلیغات و فریب ظواهر نمی خورند. آن ها می دانند که رزق مقدر است لذا از مسیر غیرمشروع تحصیل مال نمی کنند. آنها به مال غیر تجاوز نمی کنند چرا که می دانند: لکل صنف من صنوف الناس اموال. حال اگر اموال اصناف در میان آنان توزیع شود، تقدیر رزق محقق شده و استغناء قلبی حاصل می شود.

برای اینکه بهتر در این باب بخوانیم، به شرح حدیث سی و دوم کتاب چهل حدیث امام خمینی مراجعه کنیم. همچنین مهمان روایت امام موسی کاظم علیه السلام می شویم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۲۲
محمد صادق تراب زاده جهرمی

شاید در نگاه اول از عنوان این مطلب تعجب کنید اما واقعا چه رابطه ای بین عدالت و باران وجود دارد؟ سوال اساسی، رابطه عدالت و رحمت الهی است که باران نیز از مصادیق رحمت است.

عالم مراتبی دارد، انسان نیز مراتبی دارد. عدالت نیز متناسب با مراتب عالم و انسان، مراتبی را داراست. از منظر حضرت امام خمینی رحمه الله علیه، عدالت در مرتبه مظهریت اسماء، استقامت مطلقه بر سبیل استظلال است. عدالت در مرتبه قلب، رویت وحدت در کثرت است. عدالت در مرتبه عقاید، شناخت وجود کما هی علیه است. عدالت در مقام اخلاق، اعتدال قوای اخلاقی است. عدالت در مقام اجتماع، تامین محیط مساعد برای رشد و تربیت انسان است. این تفسیر، عدالت را در پرتو صراط مستقیم تعریف می کند و مراتب آن را بیان می کند. صراط مستقیم به تعبیر علامه طباطبایی، نیز یک سیر انطباقی است که انسان در مراتب مختلف آفاق و انفس، خود را مطابق بر فطرت و اسباب تدبیر عالم می کند. لذا نظریه عدالت یک نظریه انطباقی است.

اما چه موقع، انسان بر صراط منطبق و مستقیم می شود؟ دین، فرایند انطباق را در قالب شریعت بیان کرده است. در صورت تحقق انطباق، سنت امداد الهی و اسباب تدبیر با سیر حرکت انسان و جامعه انسانی هماهنگ و هم جهت شده و رحمت الهی را در بالاترین درجه ای که ظرف دنیا اجازه دهد، نازل می کند. اقامه عدالت، موجب رضایت الهی و در مرتبه پایین تر، رضایت عالم ارواح و نفوس مجرد می شود. رضایت عالم مجردات که اسباب و طرائق تدبیر هستند، به صورت جهت دهی فیض و رحمت به سمت انسان ظاهر می شود. لذا می بینیم که در زمان ظهور، رحمت و نعمت از زمین و آسمان می بارد و این ظهور همان مطابقت عالم انسانی با عالم تکوین است.

پس اگر باران می خواهیم، اگر نعمت می خواهیم، باید عالم انسانی و اجتماع آن را بر سیاق عدالت، اقامه کنیم. این ما هستیم که از خود سلب رحمت کرده ایم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۳
محمد صادق تراب زاده جهرمی

نسخه زمستانی خبرنامه انجمن بین المللی عدالت پژوهی (ISJR) منتشر شد.  کارگاه 2017 در باب عدالت سازمانی و اخلاق، معرفی یک کتاب، دو جایزه انجمن، حمایت از پژوهش ها و نهایتا مقالات منتشر شده توسط اعضای این انجمن، خبرهای این شماره می باشند.

دریافت خبرنامه



۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۷ آذر ۹۵ ، ۱۰:۱۷
محمد صادق تراب زاده جهرمی

بر اساس تجربه چند جلسه که مسئولین و کارشناسان آموزش و پرورش در آن حضور داشتند به نکاتی رسیدم که شاید برای شما هم مفید باشد. اگر بخواهید در موضوعی، ارائه موفقی داشته باشید باید:

  1. به پژوهش های دنیا در آن موضوع استناد کنید یا نشان دهید که به آن ها استناد کرده اید. مخاطب راحت تر می پذیرد.
  2. نشان دهید که اسناد قانونی مربوطه را کاملا دیده اید.
  3. نشان دهید که همه پژوهش های داخلی مرتبط در مورد موضوع را دیده اید. خصوصا پژوهش های کلیدی را. مثلا در آموزش و پرورش باید پژوهش های پشتیبان سند تحول را ببینید.
  4. نشان دهید که بر جزئیات مسلط هستید.
  5. نشان دهید که به اقتضائات و لوازم اجرا توجه دارید. مسئولین اجرایی بر این نکته توجه دارند. باید نشان دهید که حرف تان عملیاتی است.
  6. تدریج را در فرایند تغییر پیشنهادی تان لحاظ کنید. مقاومت در برابر تغییر، مانع است.
  7. ارائه و پیشنهادات باید مطابق یک نظام فکری کلی در نسبت به سایر اجزای نظام آموزشی طراحی و تنظیم شوند.
  8. دولت و حاکمیت توان مقابله با اراده مردم را ندارند. اگر مردم نخواهند کاری کنند، نمی کنند. لذا پیشنهاد نباید برای مردم، صورت مقابله داشته باشد.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۵ ، ۱۱:۲۵
محمد صادق تراب زاده جهرمی

زمان آموزش یعنی ساعات اختصاص یافته به کل فعالیت های آموزشی. این مسئله به ظاهر ساده، دارای پیچیدگی های اجرایی بسیاری است.

·         مولفه های اصلی تنظیم ساعت

o        ساعات آغاز و پایان روزانه فعالیت مدرسه

o        ساعات آموزشی مدرسه در طول یک سال

o        الگوی تقویم تحصیلی (آغاز و پایان سال تحصیلی، میزان تعطیلات، نحوه توزیع تعطیلات)

·         مولفه های فرعی

o        ساعات روزانه

o        تعداد روزها

o        تعداد ساعات در هفته

o        تعداد هفته های آموزشی در طول یک سال

چه چیزی بر تنظیم ساعات موثر هستند؟

·         مسائل زیستی

·         مسائل روانشناختی

·         مسائل اجتماعی و فرهنگی مثل ترافیک و ساعات اداری و تعطیلات، حمل و نقل عمومی، اشتغال والدین، سبک زندگی مثل ساعت خواب، فعالیت های موسمی منطقه ای

·         مسائل آموزشی و پرورشی: حجم محتوای کتب، شیوه تدریس و ....

·         مسائل دینی مثل سبک زندگی دینی و ماه رمضان و ...

·         مسائل اقلیمی-جغرافیایی مثل تفاوت افق و تفاوت های آب و هوایی

 تعطیلات: مثلا باعث می شود که فراگیر در شروع سال تحصیلی حدود یک ماه را به تلاش برای یادآوری مباحث سال قبل می پردازد چون وقفه افتاده است.

موضوعی به این سادگی، در اجرا بسیار مقاومت دارد و بسیار ابعاد اقتصادی و اجتماعی دارد. یکی از موانع اصلی تغییر در این موضوع نیز، مصوبه سال 76 مجلس در مورد شروع و پایان سال تحصیلی است که امکان انعطاف را از نظام آموزشی گرفته است.

اگر ساعات آغاز و پایان فعالیت روزانه مدارس را تعیین کنیم، ساعات آموزشی روزانه بدست می آید. اگر ساعات آموزشی سالیانه را از اهداف آموزشی استخراج کنیم و با ساعات آموزشی روزانه در کنار هم قرار دهیم، تعداد روزهای آموزشی سالیانه محاسبه می شود. این تعداد روز، اگر از تعداد روزهای تعطیل کم شود، و نیز الگوی تقویم تحصیلی داشته باشیم (یعنی چه ماه هایی تعطیل است و ...)، تعداد هفته های آموزشی و به تبع ساعات آموزشی هفتگی بدست خواهد آمد.
۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۸ آبان ۹۵ ، ۱۱:۰۵
محمد صادق تراب زاده جهرمی

حدود 32 درصد دانش آموزان کشور در مدارس خاص تحصیل می کنند. مدارس خاص عبارتند از استعداد درخشان، نمونه دولتی، ایثارگران، شاهد و .... . این مدارس انواع بسیاری دارند که برخی به خاطر مسائل جغرافیایی تشکیل شده اند مثل مدارس عشایری و خارج از کشور، برخی دارای برنامه خاص هستند مثل مدارس ورزش، برخی به جهت ساختار مدیریتی مثل مدارس هیئت امنایی و ... . اما ریشه بحث کجاست؟ مسلما نمی توان ریشه واحدی برای شکل گیری و ظهور این مدارس بیان کرد. بنابراین لازم است تا خاستگاه این مدارس طبقه بندی شوند.

از سوی دیگر اکنون این تنوع مسائلی را پیش روی جامعه آموزشی قرار داده است. در بحث پیرامون تنوع باید در نظر داشت که تنوع آموزشی به نظر می رسد که امری درست و پسندیده است. چرا که نیازها، استعدادها و انتخاب ها متفاوت هستند و عدالت اقتضا می کند در شرایط نابرابر موجه، نابرابر و متفاوت عمل کنیم. اما باید توجه داشت که تنوع مدارس صرفا یکی از روش های تنوع آموزشی است. در عین حال برخی از انواع مدارس هیچ نوع تفاوت آموزشی را بازتاب نمی دهند. از یک سو باید به تفات در نیازها و استعدادها و انتخاب های آزادانه توجه داشت و از سوی دیگر به فرصت برابر، امکان استفاده از فرصت برابر، توازن و تعادل کلی نظام آموزشی و به تبع موقعیت های اجتماعی آتی، تامین حداقل قابل قبول از کیفیت آموزشی باید توجه کرد.

مسلما تنوع آموزشی در شرایط کنونی نیازمند وجود معلمان و ستادی است که بتوانند در یک مدرسه، متفاوت عمل کنند و چنین ظرفیتی فعلا مشاهده نمی شود. گرچه می توان به صورت آزمایشی در مدارس مستعد این امر، اقدام به آزمایش کرد. در نتیجه فعلا تنوع مدارس را می پذیریم. اما برای حل مسئله و تحلیل مسئله تنوع مدارس باید به چند نکته توجه داشت:

1. مسئله تنوع مدارس مثل همه مسائل اجتماعی، جزیره ای جدا نیست. پس باید در ارتباط با سایر مسائل تحلیل شود. لذا تعیین مرز مسئله اهمیت دارد. تنوع مدارس با مسائلی نظیر، مشارکت مردمی، تامین مالی و مالکیت مدارس، شغل، انتظارات اجتماعی، مدیریت و سیاستگذاری علم در کشور،تربیت، برنامه درسی و .... در ارتباط است.

2. گرچه نمی توان فعلا به تنوع آموزشی به صورت بنیادین پرداخت اما جهت گیری تنوع مدارس باید به سمت تنوع آموزشی باشد.

3. انواع مدارس را باید ضمن تحلیل انفرادی، در تعامل با هم نیز مورد ارزشیابی قرار داد چرا که دچار تعارض کارکردی می باشند و بر هم اثر می گذارند.

4. متاسفانه در این زمینه با نقص جدی گزارشات کارشناسی و پژوهش های علمی مواجه هستیم. برای بحث پیرامون تنوع مدارس، لازم است پژوهش های بسیاری، کمک کار تصمیم سازی قرار گیرد. شاید گزارشات و پژوهش های در دسترس پیرامون این مسئله را نتوان به عدد انگشتان دست ها دانست. بنابراین تصمیم سازی و تصمیم گیری بدون پختگی کارشناسی، در لبه پرتگاه خواهد بود.

5. در استفاده از تجارب سایر کشورها، باید ضمن شناخت انواع مسیرها، به شدت احتیاط کرد و بدون ارزشیابی هدف مدار، اقتباس صورت نگیرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۸ مهر ۹۵ ، ۱۶:۴۱
محمد صادق تراب زاده جهرمی
  1. 43 هزار مدرسه از حدود 110 هزار مدرسه در کشور، زیر 50 نفر دانش آموز دارند.
  2. 90 هزار مدرسه، زیر 300 نفر دانش آموز دارند.
  3. 60درصد مراجعین به فنی و حرفه ای، دارنده مدرک لیسانس و بالاتر هستند.
  4. 550 هزار نفر از شاخه های نظری وارد پیش دانشگاهی نمی شوند بلکه وارد بازار کار می شوند چون فهمیده اند، این تحصیلات به درد کار نمی خورد.
  5. داوطلبین آزمون کارشناسی و ارشد، برابر هستند. هر دو حدود 880 هزار نفر.
  6. 560 هزار نفر از 880 هزار نفر داوطلب کنکور، داوطلب رشته تجربی هستند.
  7. رشته هایی مثل کشاورزی الان قابلیت پذیرش بدون کنکور دارند چون داوطلب کم شده است.
۲ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۱ شهریور ۹۵ ، ۱۱:۲۱
محمد صادق تراب زاده جهرمی