صدای پای عدالت

صدای پای عدالت
در این وبلاگ تلاش دارم در سه حوزه مطالبی را در دسترس مخاطبان محترم قرار دهم:
1. عدالت اجتماعی
2. خط مشی
3. آموزش و پرورش
این سه، محور فعالیت های بنده در مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام است.

۱۲۶ مطلب با موضوع «عدالت اجتماعی» ثبت شده است

 «جوهره اندیشه حضرت آیت الله خامنه ای دام ظله در عرصه عدالت اجتماعی» توسط مرکز رشد و انتشارات دانشگاه امام صادق علیه السلام به چاپ رسید. 

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۳۴
محمد صادق تراب زاده جهرمی

کتاب طراحی نظام طبقه بندی موضوعات حوزه عدالت توسط مرکز رشد دانشگاه امام صادق علیه السلام و با حمایت اندیشکده عدالت مرکز الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت به چاپ رسید. 

کتاب طراحی نظام طبقه بندی موضوعات در حوزه عدالت


لینک دانلود کتاب

۰ نظر موافقین ۱ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۲۸
محمد صادق تراب زاده جهرمی
چکیده
پایه‌ای‌ترین گام در تحلیل خط‌مشی، ساختاردهی مسئله است. اگر مسئله‌ای به‌درستی صورت‌بندی نشود، راه‌حل درستی نیز نخواهد داشت. شناخت نادرست از موقعیت مسئله اجتماعی یا اهمال در شناخت آن از جمله در حوزه عدالت، در بهترین حالت منجر به تولید راه‌حل خوب برای مسئله‌ای نادرست خواهد شد؛ از‌این‌رو تحلیل خوب از موقعیت مسئله‌های عدالت، برای تولید راهکار درست ضروری است. به‌دلیل فقدان ابزارهای تحلیلی در حوزه تصمیم‌گیری و اقامه عدالت، این مقاله به دنبال طراحی الگوریتم تحلیل موقعیت مسئله به‌عنوان ابزاری در تحلیل گام‌به‌گام موقعیت مسئله عدالت است. این کار از مسیر استخراج عناصر و ابعاد تحلیلی از مطالعات عدالت به‌ویژه نظریه‌های مطرح عدالت صورت می‌گیرد. الگوریتم تحلیل موقعیت مسئله در عدالت‌پژوهی شامل هفت بُعد است: مبانی فلسفی، زمینه، بازیگر، متغیر موجد حق، متعلق توزیع، زمان، نتیجه. تصمیم‌گیران در تحلیل موقعیت مسئله، موضع خود را نسبت به عناصر هر‌یک از این ابعاد مشخص می‌سازند. این کار، خودآگاهیِ تصمیم‌گیرنده و خط‌مشی‌گذار را نسبت به مختصات مداخله بالا می‌برد. با استفاده از الگوریتم ارائه‌شده می‌توان تبیین کرد چه چیزی، چه موقع، مبتنی‌بر چه نگاهی، در چه شرایطی، توسط چه کسی، به چه کسی، بر پایه چه معیاری، و برای تحقق کدام نتیجه، توزیع می‌شود یا باید بشود.

لینک مشاهده و دانلود
۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۶ مرداد ۹۶ ، ۱۹:۲۱
محمد صادق تراب زاده جهرمی

همه انسان ها، نوعی عدالت دوستی را یدک می کشند. همه آن ها سعی دارند آنچه را عدالت می دانند محقق سازند. انقلاب اسلامی نیز به جهت ماهیت اسلامی خود، شعار عدالت اجتماعی را سرلوحه خود ساخته و اهتمام به تحقق آن داشته است. اما پیش از آن باید پرسید عدالت چیست؟ عدالت اجتماعی به چه معناست؟ معیارهای آن کدام است؟ با چه شاخص هایی می توان آن را سنجید؟ چگونه می توان آن را محقق کرد؟ چگونه می توان به این سوالات پاسخ داد؟ چگونه می توان دستگاه معرفتی خود را برای یافتن این سوالات، طراحی و تنظیم کرد؟ این ها، بخشی از مهمترین سوالات ما در حوزه عدالت اجتماعی هستند که در طول تاریخ از سوی متفکران مختلف، پاسخ های گوناگونی دریافت کرده اند.

مسئله اولی؛ بازاندیشی در سبک نظریه پردازی عدالت

سوال پیشینی آن است که سنگ بنای همه این سوالات چیست؟ هر نوع بحث پیرامون عدالت اجتماعی و به تعبیر اخص، هر نوع نظریه در باب عدالت تابع عوامل مختلفی از جمله سبک و دستگاه نظریه پردازی آن است. آن چه که معمولا در عدالت پژوهی مورد غفلت بیشتری واقع شده است، طرح داخلی و تنظیمات دستگاه نظریه پردازی عدالت است. دستگاه نظریه پردازی، مبادی حرکت و شیوه حرکت اندیشه ورزانه را متاثر از خود می سازد؛ به عبارت ساده تر، سوالاتی که قرار است به آن ها پاسخ دهیم و شیوه پاسخ به سوال را مشخص می سازد. اگر نتوان این مسئله را به خوبی پاسخ داد، امکان دارد که در اندیشه ورزی اسلامی نیز به دنبال پاسخ هایی برای عدالت اجتماعی باشیم که سوالشان از اساس غلط است و در اندیشه اسلامی، ناموجه هستند. علت اصلی آن است که عدالت در اندیشه اسلامی، تابع حق تعریف می شود و انحراف از آن، هر چه که باشد قطعا باطل است. از این رو، به شدت از التقاط باید پرهیز کرد.

نظریه پردازی عدالت در اندیشه غرب عموما دچار یک چالش اساسی است: ایزوله شدن. اندیشه عدالت، غالبا فارغ از عقبه نظری خود در باب عالم و آدم (هستی و انسان) مورد بحث قرار گرفته است. اساسا چه شد که به سوال از عدالت رسیدیم؟ چگونه به عالم و آدم می نگریم که برای ما سوال از عدالت مطرح می شود؟ بسیاری اوقات، فارغ از پاسخ به این سوالات، به دنبال معیارها و شاخص های عدالت اجتماعی خصوصا در حوزه توزیع مواهب و بهره مندی های اجتماعی هستیم. این اشتباه، در اندیشه ورزی های اسلامی ما نیز رسوخ یافته است. غالبا بدون آن که بخواهیم بدانیم پیرامون چه چیزی بحث می کنیم، اطراف آن را مورد واکاوی قرار می دهیم.

عدالت اجتماعی در اندیشه اسلامی؛ عقبه نظری

ابتدا و گذرا، به کلیات عدالت اجتماعی در اندیشه اسلامی می پردازیم. از منظر اندیشه اسلامی، عدالت اجتماعی چیزی جز تشکیل محیط مناسب، سالم و مساعد برای حیات انسانی نیست. در حقیقت موضوع عدالت اجتماعی، تحقق نوعی نظم و نظام اجتماعی است که در پرتوی آن امکان سیر استکمالی انسان و عبودیت او به بهترین نحو فراهم می شود. بدون این محیط سالم، امکان تکامل فرد به صورت همه جانبه و تام وجود ندارد. سلامت محیط انسانی، قطعا در هماهنگی با نظام فطری و تکوین است و هر نوع انحراف از این مطابقت، مهر بطلان و برچسب «باطل» را بر خود پذیرا خواهد بود. انبیاء نیامدند که افرادی را دانه دانه تربیت کنند بلکه به دنبال پایه گذاری محیط سالم تربیت بودند تا همه امکان حرکت بیابند. دین خاتم از این جهت، وحی خود را برای همه افراد بشر در همه زمان ها و در همه مراتب سلوکی، خاتمیت بخشید.

باید توجه داشت که انسان ها در دل اجتماع هستند. نوع انسان و حیات اجتماعی او دارای نیازهای ثابت و از نوع حیوانی است که امکان شدت و توسعه دارد. این حرکت در جهت ارضای نیازهای حیوانی گرچه فطری و متناسب با خلقت است اما غلبه آن بر حیات اجتماعی انسان، انحراف از صراط مستقیم و مسیر رشد و تکامل وی است. این انحراف، پایه گذار توسعه ای است که در اندیشه انسان گرای مادی و غرب اندیشه ای پایه گذاری شده و با شدت بیشتر در غرب جغرافیایی ظهور یافته است. حتی حرکت در جهت اکتساب خیرها و خوبی ها نیز چون در ظرف محدود زمانی و مکانی عالم دنیا، به تزاحم و تعارض بین انسانی یا درون انسانی منجر می شود، تعادل را دچار لغزش می کند.

از آن جا که فطرت نمی تواند این تعارض ذاتی خود را هدایت کند، نیاز به عنصر هدایت بیرونی از مسیر وحی و بعثت انبیاء است. در حقیقت، قدرت فائقه ای که علم بر سعادت و صلاح انسان دارد، از جهت لطف و سنت هدایت و از مسیر تشریع به امداد انسان می آید. بعثت انبیاء در دو مرحله سعی دارد تا حیات اجتماعی را منطبق بر صراط مستقیم کرده و انسان ها را از صورت ظاهر به حقیقت باطن ارشاد کند. گام اول، بعثت در درون نبی است. اقامه عدالت جز توسط انسان های مهذب و راه یافته بر صراط مستقیم میسر نیست. علم و اراده منطبق بر حقیقت، شرط لازم برای حرکت فرد و ارشاد دیگران است. گام دوم، رستاخیز اجتماعی انسان هاست. ابتدا نبی باید به تحول برسد و دوم بر اساس این تحول، جهاد در راه اقامه عدالت آغاز می شود. رستاخیر برآمده از نبی، در متن اجتماع جریان می یابد و با وحدت جمعی، نظام معاش و معیشت اصلاح می شود تا قوام یافتگی جامعه انسانی مقدمه قیامت گردد. از این روست که قیامت رخ نخواهد داد تا زمانی که ظهور رخ دهد و «یملا الارض قسطا و عدلا« محقق شود.

«لقد ارسلنا رسلنا بالبینات و انزلنا معهم الکتاب و المیزان لیقوم الناس بالقسط...». مسلما تحمل بار این امر، بر دوش مردم و برای خود مردم است اما در ذیل هدایت وحی. این وحی در قالب کتاب و میزان در معیت رسول برای جامعه ارسال شده است. کتابی که شامل معارف حیات و تکامل است و میزان، ابزار تعادل بخشی به این حیات اجتماعی است که در لسان روایت از میزان به امام تعبیر شده است. رسالتی که قرار است قوام یافتگی جامعه انسانی را رقم بزند نیازمند پذیرش ولایت از سوی مردم است؛ چه در عرصه تبعیت سیاسی و فقهی و چه در اتصال قلبی با ریسمان ولایت. اگر قرار باشد برای رسیدن به فلاح، «اصبروا و صابروا و رابطوا» تحقق تام بیابد، لازم است وحدت جمعی در تمسک به ریسمان الهی شکل بگیرد.

عدالت اجتماعی در اندیشه اسلامی؛ چارچوب

از آنجا که هدف از اقامه عدالت اجتماعی، ساخت نظام اجتماعی سالم است باید دانست که در اندیشه اسلامی، چه عناصری، ارکان این سلامت را تضمین می کنند. جامعه ابعادی دارد: 1. روابط اجتماعی. 2. روابط مالی و اقتصادی. 3. روابط سیاسی. ارکان سلامت اجتماع، وظیفه قوام بخشی این ابعاد را به عهده دارند.

تعادل و توازن مالی در کنار شیوه های صحیح مبادلات اقتصادی، سلامت روابط مالی و اقتصادی را تضمین می کنند. اخوت ایمانی و مسئولیت پذیری اجتماعی (تکافل) با اولویت خانواده، اقرباء و .... نیز سلامت روابط اجتماعی را حفاظت می کنند؛ به نحوی که احکام اسلام که در نهایت حد اجتماعی خود هستند، ناظر به تامین این اغراض وضع شده اند. از جمله احکام حجاب، نکاح، یتیم و ارث را می توان در پرتو حفظ روابط اجتماعی سالم در یک مقطع زمانی و نیز انتقال آن به صورت بین نسلی تحلیل کرد. روابط سیاسی نیز تابع حاکمیت ولایت الهی هستند که البته در این مسیر نقش مردم در پذیرش ولایت، تبعیت و پشتیبانی از نظام ولایی بسیار پررنگ است.

آنچه که جامعه را قوام می بخشد روابط بین افراد جامعه در بعد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است. وحی نیز محتوا و ارکان این ابعاد را مشخص می کند. روابط بین افراد جامعه در این حالت کاملا مبتنی بر یک روح ایمانی و مطابق با فطرت انسانی است: در این جامعه افراد یا بر اساس روابط خانوادگی و خویشاوندی (سببی و نسبی) که احکام اسلام بر آن حکومت دارد تعامل می کنند (که دارای سه بعد اجتماعی، اقتصادی و سیاسی است) یا بر اساس اخوت دینی (انما المومنون اخوه). چه فرد در درون قلمرو خویشاوندی یا خانوادگی تعریف شود و چه در قلمرو برادری دینی، همگی روابط کاملا در جهت راس هرم و هماهنگ با او اقدام می کنند (النبی اولی بالمومنین من انفسهم).

بیرون از این نظام اجتماعی اما، کسانی هستند که یا داخل در نظام نمی شوند، یا اجازه نمی دهند دیگران وارد شوند، یا تلاش دارند که نظام اجتماعی سالم را بر هم زنند. این جریان نفاق و کفر که سر بر عناد و استکبار گذارده اند با قدرت جهاد به انقیاد در خواهند آمد. در این بین طائفه مستضعف فکری نیز ذیل جلوه رحمانی نظام اسلامی، ادامه حیات داده و البته هرگز «قاعده نفی سبیل» به بهانه «تالیف قلوب»، نفی نخواهد شد.

بسط این چارچوب که مجال طرح بیشتر در این مقال ندارد، قطعا دستگاه نظریه پردازی عدالت را متحول کرده و حتی این امکان را فراهم می سازد تا نظریه های عدالت در قالب مواردی چون قاعده اصطیادی در فقه به استعمال درآیند.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۰ فروردين ۹۶ ، ۱۷:۲۷
محمد صادق تراب زاده جهرمی


دو فایل صوتی دیگر از آیت الله عابدینی، پیرامون عدالت تقدیم می شود:

دریافت
حجم: 31 مگابایت

دریافت
حجم: 24.5 مگابایت

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۷ بهمن ۹۵ ، ۱۲:۱۰
محمد صادق تراب زاده جهرمی

هدف تنظیم گری، کنترل مخاطرات است. اساسا چرا دولت ها مداخله می کنند؟ زمانی که مردم نمی خواهند کاری کنند، یا نمی دانند، یا نمی توانند، یا ...... . حال تنظیم گری چگونه و در چه حد و گستره رخ خواهد داد.

به نظر می رسد وقتی بتوانیم معرفت و ایمان به عالم، سنن الهی و سعادت غایی را به صورت عمومی، آگاهی بخشی عمیق کنیم آنگاه جهت گیری استراتژیک افراد جامعه به هماهنگی درخواهد آمد و اساسا حوزه مداخله کم خواهد شد. اما از جهت اینکه تعادل بین حرکت های اجتماعی توسط حاکمیت عدل صورت می گیرد، مداخله تنظیم گرانه نیز در جهت ریل گذاری عمدتا فرهنگی-روانی خواهد بود و بخش دیگر نیز قاعده گذاری های حقوقی.

عالم بر اساس سننی در حال حرکت است و جوامع نیز به عنوان جزئی از نظام تکوین، تحت حاکمیت سنن خواهند بود. به عبارت دیگر، عالم اجتماعی باید خود را بر اساس سنن، مطابق عالم تکوین سازد. از جمله این سنن، سنت امداد است که مطابق هر نوع حرکت، نوعی از زندگی و تکنولوژی خلق می شود. حال اگر طریق هدایت در پیش گرفته شود، سنت امداد آن را تقویت می کند و اگر طریق ضلال باشد، سنت امداد آن را هم.

لذا باید بدانیم که ساختار و ارکان جامعه مطابق نظام تکوین کدام است و چه عواملی آن ها را تقویت یا تضعیف می کند. از این طریق می توان هم جامعه مطلوب را شناخت، هم شاخص های سنجش مطلوبیت را پیگیری کرد و هم اینکه نقاط مداخله را شناسایی کرد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۲۱ دی ۹۵ ، ۰۹:۱۹
محمد صادق تراب زاده جهرمی

توجه به محرومین و مستضعفین از شعارهای انقلاب اسلامی و از دستورکارهای نظام اسلامی بوده و هست. جهاد سازندگی، کمیته امداد امام خمینیرحمه الله علیه، بنیاد مستضعفان انقلاب اسلامی، بنیاد مسکن انقلاب اسلامی و بسیاری از نهادها، برنامه‌ها و فعالیت‌های کشور بر این مبنا شکل گرفت. اما در هر مرحله و به تناسب زمان و پیچیده‌تر شدن زندگی‌ها و نیازها، تلاش‌هایی برای تحول بخشی به فعالیت‌های رفع محرومیت و استضعاف صورت گرفت. در ابتدا فعالیت‌های عمرانی و کمک‌های نقدی و کالایی به صورت ویژه‌ای در دستورکار بود. البته فرهنگ اخوت حاکم بر جامعه، بسیاری از تکافل­ها را پوشش می‌داد. همچنین محرومیت‌های شدید قبل از انقلاب، موجب شده بود که سنخ اول فعالیت‌های حوزه مستضعفین، توجیهی قوی داشته باشد.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۱۰ دی ۹۵ ، ۱۴:۰۲
محمد صادق تراب زاده جهرمی

مهمان دو بیان از آیت الله عابدینی باشیم که در باب عدالت طرح شده است:

دریافت
عنوان: عدالت عقلانیت و معنویت
حجم: 22.8 مگابایت


دریافت
عنوان: عدالت و مهدویت
حجم: 37.1 مگابایت


نکاتی:

حیات زمین به عدالت است. اسم حی غالب بر علم و قدرت خداست. در واقع حیات زمینه علم و قدرت می شود. بنابراین عدالت است که زمینه رشد علم و قدرت را فراهم می کند.

اسم قائم حضرت از اساسی ترین اسماء حضرت حجت است. و حضرت هم قائم به قسط است و هم برپادارانده قسط در میان بشریت.


سایر نکته ها را در لینک مشاهده کنید.


۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۵ دی ۹۵ ، ۰۹:۴۲
محمد صادق تراب زاده جهرمی

آیا اگر عدالت محقق شود، مردم ثروتمند می شوند یا بی نیاز؟

نیاز امری ادراکی است و بی نیازی هم امری ادراکی است. ثروتمندی عبارت اخری از حرص است. و باید گفت که حریصان لایشبعان: حریص المال و حریص العلم. پس ثروتمندی و حرص هرگز تامین نمی شود. پس عدالت به دنبال ثروتمندی نیست بلکه به دنبال بی نیازی است. از امام کاظم علیه السلام در روایت صحیح در کافی شریف منقول است که : لو عدل فی الناس لاستغنوا. در واقع مستغنی می شوند. یعنی قلبا به مقام رضا می رسند و ادراک بی نیازی می کنند چرا که به تدبیر الهی اطمینان دارند که رزق الهی تقدیر شده است. این افراد، هرگز حسود و طماع نمی شوند. این افراد هرگز تطمیع تبلیغات و فریب ظواهر نمی خورند. آن ها می دانند که رزق مقدر است لذا از مسیر غیرمشروع تحصیل مال نمی کنند. آنها به مال غیر تجاوز نمی کنند چرا که می دانند: لکل صنف من صنوف الناس اموال. حال اگر اموال اصناف در میان آنان توزیع شود، تقدیر رزق محقق شده و استغناء قلبی حاصل می شود.

برای اینکه بهتر در این باب بخوانیم، به شرح حدیث سی و دوم کتاب چهل حدیث امام خمینی مراجعه کنیم. همچنین مهمان روایت امام موسی کاظم علیه السلام می شویم:

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۲۲
محمد صادق تراب زاده جهرمی

شاید در نگاه اول از عنوان این مطلب تعجب کنید اما واقعا چه رابطه ای بین عدالت و باران وجود دارد؟ سوال اساسی، رابطه عدالت و رحمت الهی است که باران نیز از مصادیق رحمت است.

عالم مراتبی دارد، انسان نیز مراتبی دارد. عدالت نیز متناسب با مراتب عالم و انسان، مراتبی را داراست. از منظر حضرت امام خمینی رحمه الله علیه، عدالت در مرتبه مظهریت اسماء، استقامت مطلقه بر سبیل استظلال است. عدالت در مرتبه قلب، رویت وحدت در کثرت است. عدالت در مرتبه عقاید، شناخت وجود کما هی علیه است. عدالت در مقام اخلاق، اعتدال قوای اخلاقی است. عدالت در مقام اجتماع، تامین محیط مساعد برای رشد و تربیت انسان است. این تفسیر، عدالت را در پرتو صراط مستقیم تعریف می کند و مراتب آن را بیان می کند. صراط مستقیم به تعبیر علامه طباطبایی، نیز یک سیر انطباقی است که انسان در مراتب مختلف آفاق و انفس، خود را مطابق بر فطرت و اسباب تدبیر عالم می کند. لذا نظریه عدالت یک نظریه انطباقی است.

اما چه موقع، انسان بر صراط منطبق و مستقیم می شود؟ دین، فرایند انطباق را در قالب شریعت بیان کرده است. در صورت تحقق انطباق، سنت امداد الهی و اسباب تدبیر با سیر حرکت انسان و جامعه انسانی هماهنگ و هم جهت شده و رحمت الهی را در بالاترین درجه ای که ظرف دنیا اجازه دهد، نازل می کند. اقامه عدالت، موجب رضایت الهی و در مرتبه پایین تر، رضایت عالم ارواح و نفوس مجرد می شود. رضایت عالم مجردات که اسباب و طرائق تدبیر هستند، به صورت جهت دهی فیض و رحمت به سمت انسان ظاهر می شود. لذا می بینیم که در زمان ظهور، رحمت و نعمت از زمین و آسمان می بارد و این ظهور همان مطابقت عالم انسانی با عالم تکوین است.

پس اگر باران می خواهیم، اگر نعمت می خواهیم، باید عالم انسانی و اجتماع آن را بر سیاق عدالت، اقامه کنیم. این ما هستیم که از خود سلب رحمت کرده ایم.

۰ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰ ۰۳ دی ۹۵ ، ۱۸:۰۳
محمد صادق تراب زاده جهرمی